در ابتدا به خانواده تمام کسانی که در راه ایران شهید شدند تسلیت میگم و به آنها اطمینان میدم که نظام حال جزای کشتن مردم شریف را پرداخت خواهد کرد.
اگر با این درگیریها و کشتار بازهم مردم زیر بار حکومت اسلامی بروند اوضاع مردم و اوضاع داخلی کشور از حال بدتر خواهد شد. ما نمونه حکومت اسلامی رو داریم می بنیم مردم برای اینکه اوضاع بهتر بشه و کمی از فشارهای وارده از دولت خلاصی پیدا کنند به گروه مخالف چسبیدند! با احترامی که به موج سبزی ها دارم باید به اونها هم بگم که اوضاع مملکت چه دست اصلاح طلبان باشه و چه دست اصولگرها اوضاع بهتر نمیشه.
چرا؟
هر دو گروه آزادی در حدود دین اسلام رو میتونن به مردم بدن، یکی با فشار شدید به مردم و دیگری با نادیده گرفتن قسمتهایی.
پس اگر آقای موسوی هم روی کار بیاد فراتر از دین اسلام نمی تونه به کسی آزادی بده. اگر همچنان دین در سیاست دخالت کند ایران به مانند اروپای قرون وسطی خواهد بود و اگر قرار است ایران بهتر شود و اوضاع داخلی و سیاسی بهتر شود نیاز به انقلابی شبیه به انقلاب فرانسه داریم – بخاطر بیاورید که کلیسا چگونه با دین سر می برید (اوضاع فعلی ایران – که با عنوان حمایت از دین اسلام و نظام اسلامی مردم رو به گلوله می بندند.) – و اگر مردم در ایران بخواهند چنین انقلابی داشته باشند ابتدا باید شعور سیاسی خود را بالا ببرند، دانشجویان و روشنفکران باید مردم رو روشن کنند. قبل از مبارزه خیابانی مردم باید آماده مبارزه بشوند تا وقتی مردم هدایت نشوند، این مبارزات به زودی سرکوب خواهند شد و کاری از پیش نخواهند برد.
پس سعی کنید ابتدا شعور سیاسی خود را بالا ببرید.
نظر دوست عزیز ما آقای منصور:
"سلام، امیدوارم حالت خوب باشه
اگه اشکال نداره چند تا سوال دارم:
خوبی باید باشه یا نه؟
باید انسان از کارهای به اصطلاح بد یا ... دوری کنه یا نه؟
ظلم و تجاوز و چیزایی مثل این چرا بده؟
اصلا مبنای خوبی و بدی چیه؟
ممنون میشم برای شروع اگه قابل دونستی اینا برام جواب بدی"
درود،
در ابتدا باید مشخص بشه که چه کارهایی شامل خوبیها و چه اعمالی رو بدیها؟
و این که ظلم چیست و تجاوز به چه رفتارهایی گویند؟
مثالی میزنم، ده فرمان ریز واجبات و محرمات مختلف را بدست می دهد. این تکالیف و واجبات فارغ از نتایجی که در پی می آورند برقرارند و به قوت خود باقی هستند. آن که معتقد است کتاب مقدس کلام خداوند درباره معنای درست و نادرست [خوب و بد] تردیدی به خود راه نمی دهد: درست یعنی آنچه خدا می خواهد و نادرست یعنی آنچه مغایر با خواست خداست. به نزد مومنی از این دست حکایت اخلاقی بودن حکایت پیروی از فرمانهای مطلقی است که از جانب مرجعی بیرونی، یعنی خداوند، صادر شده است. بدین قرار، مثلا، قتل از آن رو همواره از حیث اخلاقی نادرست است که در سیاهه ده فرمان آشکارا از آن به عنوان گناه یاد شده است. حتی وقتی هم که قتل فردی خاص – مانند هیتلر – جان سایرین را نجات بخشد، باز هم آن حکم به قوت خود باقی میماند. البته این حرف نوعی ساده سازی است: واقعیت این است که علمای الهیات از اوضاع و احوالی استثنایی یاد می کنند که در آن چه بسا قتل از حیث اخلاقی جایز باشد – نمونه اش را در خیابانهای تهران و زندانی های این اعتراضات که به شهادت رسیدند شاهدیم.
در واقع خوبی و بدی کاملا نسبی هستند. اگر از نظر من قتل عملی بد باشد، این عمل واقعا بد باید باشد. ولی ممکن است از نظر برخی قتل مردم بیگناه اگر برای بدست آوردن قدرت باشد مجاز است. یک سارق، سرقت را عملی مجاز میداند که سرقت می کند و برایش اهمیتی ندارد که چه کسی یا کسانی دچار ضربه می شوند.
از نظر من خوبی و بدی را جامعه و شخص می سازند.






